قصه پر غصه “کیمیا”/«کیمیا»« آتنا»ی دیگر/ناپدری شیطان پرست بیش از ۷۰ بار به کودک ۷ ساله تجاوز کرد!

[ad_1]

عصر: این قصه پر غصه روایت زندگی آتناهاست. دختر بچه‌های پاک و معصومی که هنوز دلبسته عروسک بازی هستند اما در تلخی ناتمام این زندگی، قربانی هوی و هوس مردانی می شوند که …

داستان آتنای هفت ساله را همه شنیده اند. دختر بچه ای که برای آب خوردن به مغازه ای رفت که صاحبش رسم مهربانی و انسانیت را  از یاد برده بود و … هنوز داغ آتنای پارس آبادی سرد نشده که خبر آزار و اذیت جنسی دخترکی هفت ساله در استان البرز سرزبان ها افتاده. دختری به نام کیمیا که از طرف ناپدری مورد تجاوز قرار گرفت تا این روزها روی تخت بیمارستان روزگار بگذراند.

آدرس روی کاغذ را نگاه می کنم. طبقه دوم. بخش کودکان. اتاق ۱۰۳٫ در اتاق باز است و مددکاری  که کارهای درمانی کیمیا را انجام می دهد کنار تختش نشسته است. عروسکی سفید رنگ گوشه تخت افتاده و دختری  که نامش کیمیاست آرام و بیصدا  کنار عرسک خوابیده. انگار نه انگار که دختری هفت ساله است و پر از انرژی. همسالانش یک جا بند نمی شوند اما  کیمیا  نه تنها حرف نمی زند و بازی نمی کند بلکه با عروسک  سفید رنگش هم قهر کرده.

کنارش می نشینم. ملحفه عروسکی اش را روی صورتش می کشد و می گوید با همه قهرم… مدد کارش  با دیدن این حرکت به کیمیا می گوید: سعی کن بخوابی عزیزم. ما چند دقیقه بعد برمی گردیم. اتاق خلوت و آرام کیمیا را ترک می کنیم تا  برای چند لحظه پای صحبت و درددل مددکار کیمیا بنشینیم و جویای حال دختر ۷ ساله ای باشیم. دختری  که این روزها لبخندش هم درد می کند.

کیمیا ٧ ساله  به همراه مادر و مادربزرگش در کرج زندگی می کرد، پس از سلب حضانت  او از پدر واقعی ( به دلیل اعتیاد شدید ، عدم حمایت مالی و عاطفی فرزند و همسر ، آزار و اذیت جسمی و ضرب و شتم کیمیا و مادرش و…)  حضانت کودک به مادرش داده شده و پدر و مادر از هم جدا می شوند.

رقیه موسوی مددکار موسسه خیریه مهرآفرین می گوید : پس از گذشت حدود یک سال، مادر کیمیا، برای تأمین مخارج و دیگر حمایت ها  با مردی ازدواج  کرد که ۵ سال از او کوچکتر بود.

موسوی می افزاید : طبق بررسی های صورت گرفته مشخص شد بابک علاوه بر مصرف  مواد مخدر( شیشه )، دارای افکار عجیب و توهمات خاص  است. مادر کیمیا  زمانی متوجه این رفتارها می شود که با بابک ازدواج کرده بود.

وی در این خصوص توضیح می دهد: پس از اینکه مددجو(مادر کیمیا) با همسرش عقد موقت ( صیغه) می کند متوجه رفتارهای عجیبی از سوی بابک می شود. یکی از این رفتارهای عجیب قرص خوابی است که هر شب  به مادر کیمیا می داد؛ به این بهانه که خوابی آرامتر داشته باشد.

موسوی می‌افزاید: پدر ناتنی بارها( طبق گفته کیمیا ٧٠ بار ) به  وی تجاوز کرده است. مادر از این تجاوزها بی اطلاع بوده و درخواست دارد، به قاضی بگوییم او(مادر کیمیا) بی گناه است.

وی ادامه می دهد: از آنجا که خواب مادر کیمیا سنگین بوده و قرص خواب هم می خورده، بابک از این خواب سنگین و مداوم سوء استفاده میکرده و  به آزار دختر هفت ساله می‌پرداخته است.

چند دقیقه بعد به اتاق باز می گردیم. کیمیا هنوز علاقه‌ای به صحبت کردن ندارد اما وقتی مددکار با او صحبت می کند عروسکش را در آغوش می کرد و با زبان کودکانه شروع به تعریف ماجرایی می کند که بارها وبارها تکرار شده است.

دخترک معصوم به راحتی در مورد نحوه‌ی ارتباط ناپدری با خود توضیح می‌دهد و این نشان از تکرار این اتفاق و پذیرش اجباری ( به دلیل ترس از تنبیه  فیزیکی به وسیله شلنگ) است.

مادر نیز از زندانی شدن در خانه توسط همسر ، مورد ضرب و شتم قرار دادن به وسیله ی شلنگ ، اجبار به استفاده از قرص‌های محرک و خواب آور خود و دخترش صحبت میکند.

ناپدری متجاوز پس از بازداشت و زندانی شدن اعتراف  کرده که شیطان پرست بوده و به دختربچه ها علاقه داشته و به خاطر کیمیا با  مادرش ازدواج کرده است.

طبق گفته مددکار کیمیا ، مادر کیمیا که دچار مشکل عصبی شدیدی شده تحت درمان قرار گرفته و کیمیا به بهزیستی سپرده خواهد شد.

وی می افزاید : بی اطلاعی و نداشتن آگاهی از سوی مادر جهت مراقبت از کودک و ندادن آموزش به کودک در مواقع آزار جنسی از علل بروز این اتفاق ناگوار است .

کیمیا را با تمام دردها و تلخی هایی که بر روح و جسمش وارد شده ترک می کنیم. کیمیایی که برای التیام زخم هایش به زمان نیاز دارد. آن هم نه یک سال و دو سال . بلکه چند سال. شاید پس از این زمان طولانی اندکی از دردهایش التیام پیدا کند. شاید…

منبع: فارس

[ad_2]

لینک منبع

تست و درگ چری تیگو ۷ در پیست ورزشگاه یادگار امام

[ad_1]

عصر: شرکت فروش خودرو در تبریز جدید ترین خودرو خود را به شرط تست در تبریز معرفی کرد.

 عصر روز یکشنبه و از ساعت ۱۶ در پیست اتومبیلرانی یادگار امام شهر تبریز و در حاشیه معرفی محصول جدید شرکت مدیران خودرو به نام TIGGO 7 مراسم ویژه ای با حضور خودروهای اسپورت برگزار شد.

طی این برنامه رانندگان این خودروها در ابتدای مراسم به انجام حرکات نمایشی پرداختند و پس از آن بخش دوم مراسم که اختصاص به معرفی خودروی یاد شده داشت با حضور مسئولین، اصحاب رسانه و گروهی از مردم علاقه مند از ساعت ۱۷:۳۰ آغاز شد.

یکی از بخش های جالب و یا به قولی اصلی  این مراسم تست رانندگی خودروی TIGGO 7 توسط افراد داطلب از میان حاضرین بود تا به این ترتیب این افراد با ویژگی های محصول جدید مدیران خودرو بیشتر آشنا شوند.

خودروی TIGGO 7 که محصول شرکت نامی چِری می باشد به صورت رسمی طی ده روز آینده توسط شرکت مدیران خودرو رونمایی خواهد شد و مراسم روز گذشته پیش درآمدی بود بر این معرفی تا خریدارانی که قصد خرید این خودرو را دارند با ویژگی های آن از نزدیک آشنا شده و در انتخاب خود دچار تردید نشده و با علم کامل اقدام به خرید نمایند. 

افراد حاضر در این مراسم از طریق اطلاع رسانی که توسط شرکت مدیران خودرو انجام گرفته بود در پیست مجموعه ورزشی یادگار امام تبریز حضور یافته و پس از اسم نویسی و پس از تست این خودرو توسط راننده حرفه ای به صورت آزمایشی با محصول جدید این شرکت رانندگی کردند تا کاملا ویژگی های این خودرو را لمس نمایند، البته پس از تست نیز از هر لحاظ مدیران شرکت پگیر نظر داوطلب تست خودرو بودند تا پیشنهادات و ایرادات و دیگر مسایل مربوط به خودرو را بدانند

ویژگی این خودرو ۱۵۰۰ توربو بودن آن می باشد هدف از برگزاری مراسم تست روز یکشنبه از سوی شرکت مدیران خودرو این بود که نشان داده شود که این خودرو ضمن مصرف کم، قابلیت رقابت با خودروهای ۲۰۰۰ بدون توربو را دارد. در انتها ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که اوایل مرداد ماه همزمان با رونمایی رسمی این خودرو در تهران، مراسمی در ائل گلی تبریز برگزار شده و جوایزی نیز به افراد حاضر اهدا خواهد شد.

[ad_2]

لینک منبع

جزئیاتی از فعالیت شهروند آمریکایی – چینی بازداشتی در ایران که به جاسوسی در پوشش پژوهشگر متهم شده

[ad_1]

عصر: سخنگوی قوه قضائیه امروز از دستگیری و محکومیت حبس ۱۰ ساله برای یک شهروند دو تابعیتی به اتهام جاسوسی خبر داد.

یک منبع آگاه درخصوص بازداشت این فرد آمریکایی – چینی در کشورمان گفت: «زی‌یو‌وانگ» ۳۷ ساله جاسوس آمریکایی – چینی است که با تسلط به زبان فارسی و در پوشش پژوهشگر تاریخ قصد دسترسی به اسناد طبقه‌بندی شده را داشت.

او شهروند آمریکاست اما در چین (پکن) به دنیا آمده، در رشته‌ تاریخ به مدت ۴ سال در دانشگاه پرینستون فعالیت کرده و در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ مطالعات گروهی را در مورد ایران به همراه افرادی در موسسه شرمین و بیژن مصور رحمانی (موسسه‌ای با دستور کار پیچیده و البته روابط عنکبوتی با نهادهای سیاسی و امنیتی و اطلاعاتی کشورهای آمریکا و انگلیس) انجام داده است.

در پوشش یک دانشجوی ارشد پژوهشگر وارد کشور شده است، مطالعات میدانی از ایران در قالب پروژه نفوذ را در قالب مقاله‌های آشکار (چاپ شده و قابل دسترس در فضای مجازی)، محرمانه و خیلی محرمانه در اختیار تیم تحقیقاتی وزارت امور خارجه آمریکا، موسسه شرمین و بیژن مصور رحمانی (که در دانشگاه پرینستون فعالیت می‌کند)، مدرسه کندی دانشگاه هاروارد و موسسه ایرانشناسی بریتانیا قرار داده و در قالب پروژه نفوذ به نهادهای مطالعاتی کشور سعی در نفوذ به آرشیوهای معتبر کشور را داشته است.

او تا پیش از دستگیری موفق به ثبت آرشیو دیجیتال از ۴۵۰۰ صفحه از اسناد کشور شده بود که البته این اقدام او با نظارت کارشناسان مجرب پرونده که وی را به صورت نامحسوس تحت نظر داشته‌اند صورت گرفته است.

داستان ورود این آمریکایی به کشور و حضورش به عنوان یک پژوهشگر در یک موسسه از همان ابتدای ورود مورد توجه و رصد دقیق اطلاعاتی کارشناسان پرونده قرار داشته است.

از آنجایی که این فرد در موسسه شرمین و بیژن مصور رحمانی (که بعدها بیشتر در مورد ان خواهید شنید) سابقه حضور داشته و با افراد و نهادهایی نظیر رز ولمن، کیوان هریس، موسسه ایرانشناسی بریتانیا و مرکز ایرانشناسی دانشگاه تل آویو و… به صورت مستقیم و غیر مستقیم پروژه تحقیقاتی خود در مورد ایران را تکمیل و به نهاد سفارش دهنده ارسال می‌کرد ورود این فرد برای شناسایی سرشبکه‌های نفوذ در داخل و خارج از کشور از سوی نهادهای امنیتی از ابتدا رصد می‌شد.

این عامل نفوذی در پوشش پژوهشگر با وجود مطالعات گسترده در حوزه ایران و در حالی که با نهادها و موسسات برانداز نرم بسیاری همکاری داشته است اما به واسطه وابستگی به نهادهای جاسوسی هیچ اطلاعات و جزئیاتی از خود در فضای مجازی به جا نگذاشته است.

پس از مدتی نامبرده که نسبت به وضعیت خود احساس نگرانی می‌کند هنگام خروج از کشور به مقصد یک کشور اروپایی با هوشیاری کارشناسان پرونده و دستور بازپرس دادسرای امنیت تهران در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۵ دستگیر می‌شود/ فارس

[ad_2]

لینک منبع

عدم رعایت مسائل ایمنی حادثه آفرید/با تلاش اورژانس کارگر جوان ملکانی به زندگی برگشت

[ad_1]

عصر: کارگر ۳۵ ساله ی ملکانی که پیش از ظهر امروز یکشنبه در هنگام کار بر اثر برق گرفتگی ناشی از بتونر دچار ایست قلبی شده بود، با تلاش تکنسین های اورژانس این شهرستان باردیگر به زندگی برگشت.

مسوول روابط عمومی اورژانس استان آذربایجان شرقی گفت: پس از گزارش حادثه برق گرفتگی و کاهش هوشیاری مردجوان اورژانس ملکان سریعا  عازم محل شد.

وحید شادی نیا افزود : کارشناسان اورژانس موقع رسیدن بر بالین با مرد جوانی که فاقد علائم حیاتی بود مواجه شدند و سریعا اقدامات درمانی پیش بیمارستانی و احیاء قلبی ریوی پیشرفته را شروع کردند.

️وی اظهار داشت: خوشبختانه اقدامات تخصصی اورژانس منجر به بازگشت علائم حیاتی کارگر جوان شد و پس از تثبیت علائم همودینامیک فرد نجات یافته جهت اقدامات تکمیلی و مرکز درمانی تخصصی به تبریز اعزام شد.

شادی نیا تاکید کرد: متاسفانه عدم رعایت مسائل ایمنی در محیط کار باعث بروز حوادث کاری می شود و با رعایت موارد ایمنی از بروز حوادث مشابه جلوگیری می شود.

[ad_2]

لینک منبع

فاسد شدن دهها تن پرتقال در مرند/ چه کسی پاسخگوست؟

[ad_1]

در روزهایی که بسیاری از مردم به دلیل شرایط اقتصادی توان خرید میوه برای خانواده های خود را ندارند، چرا باید چندین تن پرتقال به دلیل عدم نگهداری مناسب و مدیریت صحیح بازار از بین برود؟

عصر: اواخر اسفند ماه سال گذشته(۹۵) بود که راستگو، فرماندار ویژه مرند در جریان بازدید از نحوه واردات پرتقال از کشور ترکیه به استان و ذخیره سازی در یکی از سردخانه های مرند گفته بود : در راستای سیاست تنظیم بازار و برنامه ریزی دولت تدبیر و امید  میوه شب عید  به وفور تامین شده و مشکل میوه برای شب عید وجود ندارد.

وی اعلام کرده بود : در حال حاضر در طول یک هفته جاری در حدود ۵ هزار تن پرتقال با ۲۵۰ دستگاه خوردو ترانزیتی از مرز ترکیه وارد ایران شده اند و در سردخانه شهید کلانتری مرند ذخیره سازی شده و به صورت تدریجی در بازارهای استان جهت فروش عرضه خواهند شد.

رحمانی مدیر جهادکشاورزی شهرستان مرند نیز در این بازدید گفته بود: دولت تدبیر وامید با توجه به  سرمازدگی باغات مرکبات شمال ایران وجهت رفاه حال قشر متوسط به پایین ، برنامه تنظیم بازار و توزیع میوه شب عید با قیمت مناسب توسط شرکت نهاده دامی به عنوان کارگزار و مباشر دولتی را انتخاب کرده که اقدام به واردات میوه فقط برای شب عید کرده و این پرتقال‌ها با تعرفه پنج درصد و رعایت شرایط قرنطینه‌ای وارد می‌شود.

اکنون با گذشت چندماه از این ماجرا، شنیده شده نزدیک به ده ها تن از پرتقال های خریداری شده که قرار بود در مرند و تعدادی از شهرهای اطراف در اختیار مردم قرار بگیرد اکنون به رودخانه خشک شده زیلبیر ریخته شده و معلوم نیست چه کسی مسوول و پاسخگوی این مدیریت غلط و بی تجربگی در نگهداری میوه های وارداتی است.

 

نماینده مردم تبریز در مجلس نیز در گفته بود: قطعاً موضوع فاسد شدن پرتقال‌های وارداتی در دو سردخانه «امیر» و «کلانتری» مرند را به کمیسیون کشاورزی ابلاغ کرده و پیگیر موضوع خواهم بود.

زهرا ساعی اعلام کرده بود : سود کلانی در واسطه‌گری وجود دارد که با واردات میوه یا سایر اقلام آنها را در سردخانه گذاشته و در شرایط مناسب به بازار با مبالغ بالا عرضه کنند و دریغا از این ضربه سنگین که به اقتصاد کشور زده شد و همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.

در روزهایی که بسیاری از مردم به دلیل شرایط اقتصادی توان خرید میوه برای خانواده های خود را ندارند، چرا باید چندین تن میوه به دلیل عدم نگهداری مناسب و مدیریت صحیح بازار از بین برود؟

معلوم نیست که چگونه کسانی که تجربه ای در این خصوص ندارند با چه هدفی این خرید ها را انجام داده اند و چرا به موقع توزیع نکرده اند؟

حال باید دید مسوولانی که مسبب این کوتاهی هستند آیا به مردم معرفی می شوند؟

[ad_2]

لینک منبع

برادر رئیس جمهور بازداشت شد

[ad_1]

عصر: معاون اول قوه قضائیه از بازداشت حسین فریدون خبرداد.

حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای در صد و چهاردهمین نشست خبری خود با خبرنگاران اعلام کرد: برای حسین فریدون قرار صادر شد و چون تامین نشد به زندان معرفی شد و اگر مبلغ قرار و یا سند متناسب تامین شود با قرار تامین آزاد می شود.

وی گفت: پرونده درباره مسائل مالی است./ جامعه خبر

[ad_2]

لینک منبع

همزمان در تبریز و دیگر شهرهای آذربایجان شرقی صورت گرفت: کانون پرورشی از حریم خانواده، عفاف و حجاب صیانت می کند

[ad_1]

عصر: مدیر کل کانون مراکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان آذربایجان شرقی گفت: کانون پرورش فکری استان در تبریز و شهرستان‌های استان با برپایی غرفه و حضور در اجتماع صیانت از حریم خانواده واجرای برنامه‌های ویژه، هفته عفاف و حجاب را گرامی داشتند.
به گزارش روابط عمومی اداره کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان آذربایجان شرقی، هادی یوسف زاده افزود: برپایی غرفه کانون استان در اجتماع مردم تبریز، با استقبال خانواده‌ها و کودکان و نوجوانان شرکت کننده در مراسم همراه بود.
وی ادامه داد: کارگاه‌های هنری و ادبی کانون در دیگر شهرهای استان نیز که به مناسبت هفته عفاف و حجاب برپا شده بود، شاهد حضور کودکان و نوجوانان و اجرای فعالیت‌های متنوع ادبی و هنری بود.
یوسف زاده اضافه نمود: مراکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به مناسبت هفته عفاف و حجاب برنامه‌های مختلفی را در زمینه ترویج فرهنگ عفاف و حجاب برگزار کردند که از آن جمله می توان به معرفی و تقدیر از کودکان و نوجوانان نمونه در زمینه حجاب و عفاف، برگزاری مسابقه و تقدیر از برگزیدگان، برپایی نشست‌های تخصصی، آموزش احکام، پخش فیلم و کلیپ، بحث آزاد و … اشاره کرد.
یوسف زاده خاطر نشان کرد: عفاف به عنوان گوهر درونی و حجاب همچون صدفی در محافظت از کرامت و شرافت انسانی در دین مبین اسلام مورد توجه قرار گرفته و خداوند متعال سعادتمندی بشر را در حفظ هنجارهای دینی تضمین نموده است.
گفتنی است، ۱۷ تا ۲۴ تیرماه ۹۶ هفته عفاف و حجاب نامگذاری شده است و مراکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان آذربایجان شرقی برای برگزاری شایسته برنامه‌ها در این هفته برنامه‌‌های ویژه‌ای را اجرا کردند.

[ad_2]

لینک منبع

مدیرکل بهزیستی آذربایجان‌شرقی: موضوع «آتنا» باعث شد بغض زیادی بترکد/خودکشی در آذربایجان‌شرقی رو به رشد

[ad_1]

مدیرکل بهزیستی استان موضوع جنایت دردناک آتنای هفت ساله در پارس‌آباد را نمونه‌ای از مشکلات اجتماعی بیان کرد و گفت: این مسائل شاید در جامعه بسیار تکرار شده و موضوع «آتنا» باعث شد بغض زیادی بترکد.

عصر:مدیرکل بهزیستی آذربایجان‌شرقی گفت: در هفته بهزیستی ۱۲۰ پروژه افتتاح خواهد شد که هزینه ۱۵۰ میلیارد تومانی به صورت دولتی و غیردولتی برای این پروژه‌ها اختصاص یافته که با اجرای این پروژه‌ها، برای ۲۰۰ نفر اشتغال مستقیم ایجاد می‌شود.

محسن ارشدزاده ظهر امروز در نشست مطبوعاتی به مناسبت هفته بهزیستی اظهار کرد: شعار هفته بهزیستی با نام «بهزیستی با مسؤولیت محور سلامت اجتماعی» نامگذاری شده است.

وی با اشاره به اینکه بار سنگین مسائل اجتماعی بر عهده بهزیستی است، گفت: مسائل اجتماعی نباید مغفول در جامعه بماند؛ زیرا همه خانواده‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

افتتاح ۱۲۰ پروژه در هفته بهزیستی برای اشتغال ۲۰۰ نفر

ارشدزاده با بیان اینکه در هفته بهزیستی ۱۲۰ پروژه افتتاح خواهد شد که هزینه ۱۵۰ میلیارد تومانی به صورت دولتی و غیردولتی برای این پروژه‌ها اختصاص یافته است، خاطرنشان کرد: تلاش کردیم با اجرای این پروژه‌ها برای ۲۰۰ نفر اشتغال مستقیم ایجاد شود.

مدیرکل بهزیستی استان با اشاره به اینکه در حال حاضر ۱۴۰ شهر کشور فاقد اورژانس اجتماعی هستند، گفت: ۱۱ شهرستان برای استان ماست که نیاز به اورژانس اجتماعی دارند همچنین امروز به صورت ویدیو کنفرانس برخی از پروژه‌های هفته بهزیستی افتتاح خواهد شد.

وی به افتتاح خانه‌های کودک و مهدکودک اشاره کرد و افزود: برخی ساختمان‌های بهزیستی و مسکن مددجوی معلولان از دیگر برنامه‌های بهزیستی است.

ارشدزاده اذعان داشت: از بین ۸۷ مسکن معلولان، ۶۶ مسکن برای خانواده‌های دارای ۲ معلول است.

وی خاطرنشان کرد: در هفته بهزیستی خدمات رایگان مشاوره برای مردم خواهیم داشت.

یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر جامعه هدف بهزیستی استان

مدیرکل بهزیستی استان با اشاره به اینکه یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر از جمعیت استان در جامعه هدف بهزیستی قرار دارند، گفت: از این تعداد ۲۵۰ هزار نفر تحت پوشش مستقیم بهزیستی بوده و مابقی بر حسب نیاز حداقل یک مورد خدمات دریافت کرده‌اند.

 وی یادآور شد: ۲هزار و ۲۶۵ میلیارد ریال اعتبار به استان اختصاص یافته است که بخشی از طریق کمک مردمی و ما‌بقی از طریق اعتبارات دولتی تامین شده است.

ارشدزاده به فعالیت ۷ هزار نفر همکار مستقیم و غیرمستقیم در اداره کل بهزیستی استان اشاره و بیان کرد: این افراد در چهار حوزه تخصصی بهزیستی فعالیت می‌کنند که اولین بخش‌ها توانبخشی و ارائه خدمات به معلولان و بیماران دارند.

۳۳هزار معتاد پاک شده مشغول به کار هستند

ارشدزاده با اشاره به اقدامات در خصوص پیشگیری و درمان اعتیاد گفت: ۵۵۰ هزار نفر در برنامه آگاه‌سازی و حساس‌سازی در قالب گروه‌های همیاری در مراکز آموزشی،کاری و محلات صورت گرفت.

وی افزود: ۳۳ هزار معتاد پاک شده و درمان یافته که بازتوانی برای آنها انجام گرفته داریم.

مدیرکل بهزیستی استان گفت: ۱۱۰ مرکز درمان در قالب درمان سرپایی معتادان و ۳۳ کمپ ترک اعتیاد و pc با اقامت بلندمدت همچنین «شیلتر» برای اقامت معتادان متجاهر در استان وجود دارد که البته برای یک‌هزار و ۴۵۰ معتاد بهبود یافته در زمینه اشتغال کمک برای فعالیت در کارگاه ها شده است.

وی بیان داشت: با توجه به اینکه سیاست بهزیستی فقط تسهیل‌‌گری در زمینه اشتغال دارد، تاکید کرد: با مشارکت‌‌های مردمی برای اشتغال جامعه هدف توانستیم به ۳ هزار۱۰۵ نفر کمک جهت اشتغال مددجویان انجام گیرد.

مدیرکل بهزیستی استان به برپایی ۱۵۵ نمایشگاه در عرصه تولیدات و کمک به تثبیت اشتغال برای ۲هزار و ۲۷۶  نفر افزود: سهمیه دولت برای تمام دستگاه‌ها جهت به کارگیری از معلولان سه درصد اشتغال است که این رقم برای استان ما به‌کارگیری هفت معلول  تعیین شده که چهار نفر را خود اداره کل بهزیستی به کار گرفته شده است.

۶۰۰ مسکن به معلولان واگذار شد

وی یادآور شد: ۶۰۰ مسکن به معلولان تحویل داده شده که ۴۹۳ مورد مددجوی عادی و مابقی برای افراد دارای بیش از ۲ معلول است.

ارشدزاده خاطرنشان کرد: ۲هزار و ۱۴۷ انشعاب آب، عوارض،برق و گاز برای استفاده از سهمیه یک بار معافیت گرفته شده است.

ارشدزاده با بیان اینکه ۵۶ میلیارد تومان از طریق خیران به صورت نقدی به بهزیستی کمک شده که نشان از اعتماد بزرگ آنها به بهزیستی است، گفت: این کمک‌ها حلّال بسیاری از مشکلات برای مددجویان است.

وی افزود: در حال حاضر ۹۰ درصد خدمات بهزیستی به بخش غیردولتی واگذار شده و ما فقط نظارت بر کار آنها داریم.

مدیرکل بهزیستی استان با اشاره به رتبه نخست بهزیستی آذربایجان‌شرقی در جشنواره شهیدرجایی گفت: در این جشنواره توانستیم ایزو ۹۰۰۱ دریافت کرده و با توجه به اینکه اداره بهزیستی یک اداره خدماتی است، این رتبه اهمیت برندی ندارد بلکه اهمیت در این است که اهداف ما شفاف و کوتاه برای جامعه هدف بوده است.

وی با تاکید به اینکه مسائل اجتماعی یک مسئله همگانی است و نیاز به کمک و همیاری همه مردم متناسب با ظرفیت فرد است، افزود: خبرنگاران بهترین صدقه را با انعکاس خبری خود می‌دهند.

مدیرکل بهزیستی استان موضوع جنایت دردناک آتنای هفت ساله در پارس‌آباد را نمونه‌ای از مشکلات اجتماعی بیان کرد و گفت: این مسائل شاید در جامعه بسیار تکرار شده و موضوع «آتنا» باعث شد بغض زیادی بترکد.

وی بیان کرد: در اورژانس اجتماعی فقط مداخله برای خودکشی داریم که سال گذشته ۵۰ مورد خودکشی گزارش شد و ۲۶ مورد نیز امسال گزارش شده است.

 گزارش خودکشی در استان رو به رشد است

وی با ابراز نگرانی در خصوص افزایش خودکشی‌ها نسبت به سه ماهه سال گذشته، گفت: به دادگستری نامه زدیم که فروش قرص برنج را ممنوع اعلام کنند همچنین رسیدگی به نرده‌های عابر را داشته باشند.

ارشدزاده اعلام کرد: ۲۳ مورد پرونده بیمار« تی اس» در استان داریم که طبق دستور قوه قضائیه در صورت صلاح‌دید پرونده تکمیل و عمل جراحی انجام خواهد شد./ فارس

[ad_2]

لینک منبع

مادر آتنا، برادر متهم و اهالی شهر از قتل می‌گویند

[ad_1]

مادر آتنا  حال خوشی ندارد. او وضعیت روحی بسیار بدی دارد و به سختیی صحبت می‌کند. شدت مویه و گریه او به حدی بوده که حنجره او قدرت بیرون‌دادن صدا را ندارد. این زن با صدایی آرام و در‌حالی‌که همچنان گریه می‌کند، درباره دخترش صحبت می‌کند.

عصر: شهر‌ پارس‌آباد مغان به خاطر قتل دختربچه‌ای به نام آتنا همچنان در التهاب است و مردم در حالی منتظر خبری از قاتل آتنا هستند که مأموران پلیس به صورت ویژه در حال بازجویی از اسماعیل، مرد متهم به قتل، هستند و فرضیه ارتکاب قتل‌های بیشتر از سوی این فرد را در دستور کار خود قرار داده‌اند.

آن‌طور که خبرنگار اعزامی «شرق» گزارش می‌دهد، هنوز شهر در التهاب است و اهالی از آنچه بر آتنا گذشته و اعترافات احتمالی قاتل صحبت می‌کنند. البته شایعات زیادی هم در شهر پیچیده و برخی از کانال‌های تلگرامی گزارش‌هایی درباره مثله‌شدن جسد آتنا می‌دهند و خبرهایی مبنی ‌بر اینکه اسماعیل بیش از سه قتل مرتکب شده، گزارش داده‌اند؛ اما هیچ‌کدام از این خبرها به تأیید مأموران پلیس نرسیده ‌است. براساس تحقیقاتی که خبرنگار ما انجام داده، متهم، اسماعیل ۴٠‌ساله‌ است که در یک مغازه ورنی‌کاری مشغول به کار بوده ‌است و در شغل خود بسیار حرفه‌ای بوده ‌است. او ١۵ سال قبل با زنی ازدواج کرده و از او صاحب یک فرزند پسر شده‌ است؛ اما بعد از یک درگیری با فردی غریبه که علت آن برای مردم و مأموران مشخص نشده ‌بود، همسر اسماعیل از او جدا شده و فرزندش را به دست خانواده پدری سپرده و رفته‌ است. این پسر که حالا نوجوان است، با مادربزرگش زندگی می‌کند. اسماعیل بعد از جدایی از همسر اولش با زنی دیگر ازدواج کرده و صاحب دو دختربچه‌ است. اسماعیل به مواد مخدر اعتیاد دارد. او بیش از ١۵ روز نتوانست در برابر مأموران مقاومت کند و در اولین پیامی که برای خانواده‌اش فرستاد، به همسرش اعلام کرد، چون در پارکینگ خانه مواد دفن کرده‌ است، می‌خواهد این مواد به دست مأموران نیفتد و درخواست کرده تا آن را از خانه دور کنند؛ اما همین امر راز قتل را فاش کرده ‌است.
اهالی پارس‌آباد از اینکه نام شهرشان به خاطر یک قتل سر زبان‌ها افتاده، بسیار ناراحت هستند و خواستار مجازات متهم شده‌اند؛ اما خارج از شایعات همچنان به دنبال پاسخ این سؤال هستند که آتنا چطور و چرا کشته شد.

صاحبکار پدر آتنا  که در این پرونده همچنان همراه مرد جوان بود و در پیدا‌کردن فرزندش به او کمک می‌کرد، در گفت‌وگویی با سمیرا حسینی، خبرنگار اعزامی «شرق» به شهر پارس‌آباد، از جزئیات گم‌شدن آتنا  و آنچه اتفاق افتاده ‌است، گفت و تشریح کرد که چطور مأموران به قاتل رسیدند و جسد آتنا  پیدا شد. او گفت: خانه بهنام، پدر آتنا  و محل کارش تقریبا صد متر با هم فاصله داشت، من به بهنام لباس می‌دادم و او دستفروشی می‌کرد و لباس می‌فروخت. آتنا  بیشتر اوقات پیش پدرش بود و در مسیر خانه تا جایی که پدرش بساط می‌کرد، ‌رفت‌و‌آمد داشت و روز حادثه بهنام گفت چند ساعتی است که دخترم نیست، گفتم آتنا  مرتب می‌آید و می‌رود. حتما پیدایش می‌شود؛ اما گفت چند ساعتی می‌شود که آتنا  نیست. مادرش هم دنبال او گشته و پیدایش نکرده‌ است. من همراهی‌اش کردم که به پلیس گزارش بدهد و با هم دنبال کارهای آتنا  رفتیم. بهنام اصلا حال درستی نداشت و نمی‌توانست خودش به‌تنهایی دنبال دخترش بگردد. بعد از چند ساعت با یکی از اقوامم که وکیل است، تماس گرفتم و گفتم ما نمی‌دانیم دقیقا چه باید بکنیم. به ما گفت باید گزارش مفقودی بدهید و با پلیس هر همکاری را که لازم است، انجام دهید. چند روز اول مأموران در حال بررسی وضعیت زندگی بهنام و دشمنان احتمالی او بودند. با اینکه بهنام گفت با کسی دشمنی ندارد؛ اما مأموران همچنان زندگی شخصی او را بررسی می‌کردند. چند موضوع بررسی شد. یک نفر در بانه به بهنام جنس داده‌ بود و بهنام نتوانسته ‌بود پولش را برگرداند و مأموران اول به او مظنون شدند؛ اما هیچ مدرکی علیه او نبود. دو روز بعد از گم‌شدن آتنا  مرد جوانی در همسایگی محل کار ما خودکشی کرد. تصور ما این بود که این مرد آتنا  را به قتل رسانده و دچار عذاب وجدان شده و حالا خودکشی کرده ‌است. او مرد جوانی بود که در همان محل کار می‌کرد؛ با اینکه تحقیقات درباره او انجام می‌گرفت؛ اما باز هم مأموران این مسئله را رد کردند تا اینکه سابقه اسماعیل را بررسی کردند.
این مرد ادامه داد: در آن پنج روز اول پلیس همه احتمالات را بررسی می‌کرد؛ حتی به خود بهنام هم مشکوک شده‌ بودند و او را هم تحت کنترل داشتند؛ اما وقتی مطمئن شدند که همه احتمالاتی که می‌دادند، اشتباه است، اسماعیل را بازداشت کردند؛ چون او فردی سابقه‌دار بود و درگیری‌های زیادی هم داشت. پنج روز بعد از گم‌شدن آتنا ، اسماعیل بازداشت شد و مأموران با وجود اینکه بازجویی‌های زیادی کردند؛ اما موفق نشدند او را وادار به اعتراف کنند. حتی خانه اسماعیل هم بررسی شد. من و بهنام هر روز با هم به اداره آگاهی می‌رفتیم تا اینکه دو هفته بعد از بازداشت اسماعیل یک روز صبح که طبق معمول به اداره آگاهی رفتیم و درخواست کردیم که رئیس را ببینیم، به ما گفتند جلسه ویژه‌ای تشکیل شده و امکان اینکه با رئیس صحبت کنید، وجود ندارد؛ در‌حالی‌که در تمام این مدت ما به راحتی رئیس را می‌دیدیم. چند دقیقه بعد متوجه شدیم همه مأموران اگاهی به حالت آماده‌باش هستند و بعد هم برادر اسماعیل با وضعیت خاصی از اداره اگاهی خارج شد. آنجا بود که متوجه شدیم در خانه اسماعیل اتفاقی افتاده ‌است.
آنجا بود که به ما گفتند جسد پیدا شده ‌است و برادر اسماعیل گزارش داده ‌است. بعد متوجه شدیم اسماعیل در دوران بازداشت با همسرش تماس گرفته و به او گفته ‌است مقداری مواد در پارکینگ مخفی کرده و از او خواسته‌ بود تا مواد را از خانه خارج کند. زمانی که همسر اسماعیل موضوع را به برادر او گفته ‌بود و برادر اسماعیل هم زمانی که به پارکینگ رفته‌ و خاک را کنار زده ‌بود، به محض اینکه تارهای موی آتنا  را دیده ‌بود، موضوع را به پلیس گزارش داد.
چند روز بعد برادر اسماعیل به من  گفت: ما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردیم چنین اتفاقی افتاده ‌باشد. وقتی همسر برادرم گفت اسماعیل پیغام داده مواد را از خانه خارج کنید، اگر مأموران بفهمند برای من بد می‌شود، من به خانه برادرم رفتم و پارکینگ را گشتم. به آدرسی که اسماعیل گفته‌ بود، رفتم و خاک را کنار زدم. آنجا بود که جنازه را دیدم. البته جسد را بیرون نیاوردم. همین‌که چشمم به تارهای مو افتاد، همه چیز را متوقف کردم و به پلیس خبر دادم که چنین اتفاقی افتاده‌ است.
این مرد گفت: مأموران چند باری برای بازرسی خانه اسماعیل رفته ‌بودند؛ اما از‌آنجایی‌که پارکینگ متعلق به مستأجر بود و در حیطه خانه اسماعیل نبود، اجازه ورود به آنجا را نداشته و نگشته‌ بودند. ساعاتی بعد از اینکه برادر اسماعیل موضوع را به مأموران گزارش داد جسد آتنا  از زیر خاک بیرون آورده ‌شد و بعد هم اسماعیل به قتل اعتراف کرد.
دوست پدر آتنا  ادامه داد: آن‌طور که اسماعیل اعتراف کرده‌ است، او به بهانه اینکه می‌خواهد به بهنام ترشی بفروشد، آتنا  را صدا کرده و بعد در یک لحظه آتنا  را به بالای مغازه برده و به قتل رسانده‌ است. او آتنا  را خفه کرده و جسدش را در خانه‌اش دفن کرده ‌بود. در واقع با پیامی که به همسرش داده، می‌خواسته از او هم کمک بگیرد تا جسد را از خانه بیرون ببرند و همسرش در‌این‌باره با او همدستی بکند که این اتفاق نیفتاده ‌است.
این مرد درباره نحوه گم‌شدن آتنا  هم گفت: آن‌طور که فیلم دوربین مداربسته‌ای که در محل است، نشان می‌دهد. در محلی که آتنا  گم شده ‌است، یک وانت پارک بوده و احتمالا اسماعیل هم می‌دانسته که دوربین آن محل را نمی‌گیرد. در فیلم هست که آتنا  به پشت وانت یعنی مقابل مغازه اسباب‌فروشی می‌رود و دو عابر دیگر هم از آن منطقه در حال عبور هستند. آن دو عابر رد می‌شوند؛ اما آتنا  هرگز از پشت وانت بیرون نمی‌آید.
مأموران بارها این فیلم را چک و بررسی کردند. اسماعیل در فیلم نبود؛ به‌همین‌دلیل هم نتوانستند از او اعتراف بگیرند و  اگر برادر و همسرش همکاری نمی‌کردند، شاید این قتل هم هیچ وقت کشف نمی‌شد.
بعد از کشف راز قتل آتنا  بود که مأموران به بازجویی از اسماعیل ادامه دادند و او دست‌کم به یک فقره قتل دیگر که مقتول آن زنی جوان بود، اعتراف کرد. هرچند مأموران همچنان در حال تحقیقات بیشتر هستند و حدس می‌زنند متهم قتل‌های بیشتری انجام داده ‌است و پرونده‌های بدون نتیجه در قتل را بیرون کشیده و در حال بررسی آن هستند؛ اما همچنان متهم به این دو فقره قتل اعتراف کرده‌ است.

گفت‌وگو با مادر آتنا
مادر آتنا  حال خوشی ندارد. او وضعیت روحی بسیار بدی دارد و به سختی صحبت می‌کند. شدت مویه و گریه او به حدی بوده که حنجره او قدرت بیرون‌دادن صدا را ندارد. این زن با صدایی آرام و در‌حالی‌که همچنان گریه می‌کند، درباره دخترش صحبت می‌کند. مادر آتنا  که پریناز نام دارد، درباره روز حادثه گفت: خانه ما و محل کار شوهرم خیلی به هم نزدیک است و آتنا  در روز بارها‌وبارها به دیدن پدرش می‌رفت و کنار او بازی می‌کرد. روز حادثه وقتی آتنا  چندساعتی به خانه نیامد، من تصور کردم پیش پدرش است و پدرش هم فکر کرده‌ بود آتنا  در خانه ‌است؛ به‌همین‌خاطر هر دو سراغی از بچه نگرفتیم. چندساعتی که گذشت، من بیرون رفتم و دیدم آتنا  نیست. به بهنام گفتم بچه کجاست. گفت من فکر می‌کردم خانه‌ است، خیلی نگران شدم. حالم، بد شد. بهنام گفت آرام باش، پیدا می‌شود. حتما همین اطراف است. چندساعتی دنبالش گشتیم و وقتی پیدایش نکردیم به پلیس خبر دادیم.
شاید باورتان نشود در این یک ماه که بچه گم شده ‌بود، از ساعت ۶ صبح بیدار می‌شدم و تا شب همه شهر را می‌گشتیم. با خواهرهایمان برای پیداکردن آتنا  می‌رفتیم حتی به یافتن ردی از او خوشحال بودم. سطل‌های زباله را هم گشتم، بلکه ردی از دخترم پیدا کنم و نشد تا اینکه به من خبر دادند جسدش را در خانه اسماعیل پیدا کرده‌اند.
آن‌طور که شوهرم می‌گفت، زمانی که آتنا  پیش پدرش رفته اسماعیل برای شوهرم کمی ترشی زیتون آورده تا بفروشد. بعد از رفتن اسماعیل، آتنا  به پدرش گفته ترشی را نخر خوب نیست و ما هنوز در خانه ترشی داریم، بعد اسماعیل آتنا  را صدا زده و گفته که ترشی را برای چند نفر دیگر هم می‌خواهم بدهم، بیا نمونه‌اش را برای پدرت ببر که به همین بهانه بچه را با خودش به داخل مغازه رنگرزی‌اش برده و به قتل رسانده‌ است.
پریناز ادامه داد: شوهرم دست‌فروش است و زندگی سختی داریم، بااین‌حال سعی می‌کردیم برای آتنا  و آسنا، دختر کوچکم، زندگی آرامی را درست کنیم. ما تازه به خانه جدید آمده ‌بودیم و برای بچه‌ها خرید کرده‌بودم، تخت و کمد خریده‌ بودم و اتاق مرتبی درست کرده‌بودم. آتنا  از این موضوع خیلی خوشحال بود و از من خواسته ‌بود برایش تولد بگیرم تا دوستانش را دعوت کند و اتاقش را نشان دهد.
۵ تیرماه سالروز تولد دخترم بود. آتنا  ۵ تیرماه ٩٠ به دنیا آمده ‌است و من هم برایش تدارک جشن دیده ‌بودم و قول دادم که مراسمی بگیرم، حتی سفارش دوخت لباس سنتی برایش داده ‌بودم که هنوز در خیاطی است و دلم نمی‌آید به سراغ لباس بروم. وقتی آتنا  گم شد دوستانش برایش تولد گرفتند جشن بزرگی بود که در مدرسه ترتیب داده‌ بودند.
این زن در‌حالی‌که گریه می‌کرد، گفت: عکس‌های آتنا  را همه‌جای شهر چسباندیم و از همه مردم درخواست کمک کردیم. به همین خاطر است که مردم تحت‌تأثیر قتل بی‌رحمانه دخترم قرار گرفتند. من خانواده اسماعیل را نمی‌شناسم، اما آن‌طور که نزدیکانم می‌گویند، مادر و خواهر اسماعیل در مراسم دعایی که هر شب برای دخترم می‌گرفتیم که پیدا شود، آمده‌ بودند و مادرش بسیار دعا کرده‌ بود که رباینده آتنا پیدا شود. این زن ادامه داد: آتنا تازه پیش‌دبستانی را تمام کرده ‌بود و آرزوهای بزرگی داشت. هربار که می‌دید پدرش به خاطر دست‌فروشی به زحمت می‌افتد، می‌گفت من دیگر بزرگ شدم؛ چند سال دیگر صبر کنید درس می‌خوانم و شغلی پیدا می‌کنم؛ دیگر لازم نیست پدرم دست‌فروشی کند. خودم کار می‌کنم و همه چیز را درست می‌کنم.
آتنا دختر باهوش و پرجنب‌و‌جوشی بود؛ یک جا بند نمی‌شد و مرتب یا بازی می‌کرد یا با دیگران در حال معاشرت بود. جای خالی آتنا تا دنیا دنیاست و من هستم برای ما پر نخواهد شد. آن‌قدر ناراحتم که حتی نتوانستم در این مدت به خانه‌ام بروم و در خانه اقوامم مانده‌ام. در خانه را قفل کردیم و فقط پدر آتناست که گاهی می‌رود و وسیله‌ای برمی‌دارد.

دیگر پرونده‌های متهم به قتل چطور تشکیل شد
آن‌طور که آشنایان اسماعیل می‌گویند او رفتارهای ناهنجار زیادی داشته‌ و چندین پرونده نیز به خاطر او تشکیل شده‌ است. صاحبکار بهنام، پدر آتنا که این پرونده را در کنار بهنام پیگیری کرده ‌است، گفت: اسماعیل همسایه ما در محل کار بود و من خوب او را می‌شناسم. چندی‌قبل با صاحب مغازه‌ای در محل درگیر شد؛ آن‌طور که مرد میوه‌فروش می‌گفت چندین‌بار از مغازه او دزدی کرده و مقدار زیادی میوه برده‌ بود. وقتی مرد میو‌ه‌فروش موضوع را فهمیده و پول طلب کرده و به مأموران شکایت برده‌ بود، اسماعیل  به مرد میوه‌فروش گفته‌ بود بیا با هم صحبت و موضوع را حل کنیم، بعد که او را به مکانی خلوت برده‌ بود خودزنی کرده و بعد هم علیه مرد میوه‌فروش شکایت کرده‌ بود. از آنجا که مرد میوه‌فروش نتوانست ثابت کند او ضارب نبوده و متهم خودزنی کرده‌ است، به پرداخت ١٩ میلیون تومان دیه محکوم شد.
این تنها پرونده اسماعیل نبود؛ او دو سال قبل هم به اتهام قتل زنی که حالا ارتکاب آن را بر عهده گرفته‌ است بازداشت شده‌ بود. متهم در مراحل مختلف بازجویی اتهام را قبول نکرده و بعد از روزها و هفته‌ها بازجویی با توجه به اینکه اعتراف نکرد و سرنخ دیگری به دست نیامد، آزاد شد. گفته می‌شود او درباره چند قتل دیگر هم در حال بازجویی است و هنوز تحقیقات در این خصوص به نتیجه نرسیده ‌است.
آن‌طور که خانواده آتنا می‌گویند: متهم با آنها هیچ آشنایی یا رفت‌وآمدی نداشته‌ است و فقط در منطقه‌ای که پدر آتنا دست‌فروشی می‌کرد کار می‌کرده‌ و درگیری یا مسئله مالی با پدر آتنا نداشته ‌است. حتی زمانی که پدر آتنا از سوی مأموران مورد پرسش قرار گرفت که به چه کسی مظنون است، نام اسماعیل میان مظنونان نبود. خاله آتنا دراین‌باره به سمیرا حسینی گفت: هیچ کس حدس نمی‌زد اسماعیل این کار را کرده ‌باشد؛ حتی مادر اسماعیل وقتی هنوز جسد آتنا پیدا نشده و شهر در التهاب بود و ما مراسم دعا برگزار می‌کردیم تا آتنا پیدا شود، در مراسم دعا شرکت می کرد. او زن بسیار خوبی است و میان مردم شهر اعتبار بالایی دارد. برای آتنا دعوای توسل خواند و بعد با صدای بلند گفت خدایا این دختربچه را از شر آدمی که او را ربوده نجات بده و مجازات کن؛ حتی اگر پسر من باشد.
با اینکه اسماعیل آدم بدی است اما خانواده‌اش اعتبار زیادی در شهر دارند و مادرش به دلیل اینکه زن مؤمن و راستگویی است، بسیار مورد احترام اهالی شهر بوده و هست.

همسر اول متهم چرا از  او جدا شد
گفته می‌شود ١۵ سال قبل اسماعیل با مردی درگیری داشته ‌است که هرچند پرونده‌اش تحت‌عنوان درگیری در کلانتری ثبت شد اما علت اصلی این دعوا کودک‌آزاری بوده ‌است. یکی از نزدیکان اسماعیل دراین‌باره به خبرنگار ما گفت: ١۵ سال قبل از خانه پدری اسماعیل صدای دعوا و درگیری بلند شد. مأموران آمدند و دعوا تمام شد. شخصی که به اسماعیل حمله کرده و او را کتک زده‌ بود اصلا در کلانتری مطرح نکرد که چرا این‌کار را کرده ‌است اما بعدها گفتند دختربچه‌ای در حال عبور از خیابان بوده که اسماعیل او را به خانه برده و قصد آزار او را داشته ‌است که دختربچه جیغ کشیده و سروصدا و فرار کرده ‌است. پدر دختر هم سر این موضوع با اسماعیل درگیر شده اما به خاطر حفظ آبروی فرزندش درباره علت درگیری چیزی به مأموران نگفته و شکایتی هم نکرده ‌است. چند روز بعد از این مسئله بود که متوجه شدیم  همسر اسماعیل درخواست طلاق کرده ‌است و بعد هم از شوهرش جدا شد. پسر متهم نیز با مادربزرگش زندگی می‌کرده است.

گفت‌وگو با برادر متهم
یکی از برادران متهم که او هم دچار شوک شده و وضعیت روحی مناسبی ندارد، درباره کاری که برادرش کرده ‌است، به خبرنگار ما گفت: در این مدت هیچ‌کدام از اعضای خانواده ما حال خوبی نداشتند، ما خانواده آبروداری هستیم؛ حتی خود من عکس تلگرامم را در این مدت عوض کرده و عکس آتنا را گذاشته ‌بودم و ما هم مثل مردم شهر دنبال این بچه می‌گشتیم و حالا خودمان هم از این مسئله ناراحت هستیم و شکایت داریم. ما خودمان داغدار هستیم و غمی که ما تحمل می‌کنیم، بسیار سنگین‌تر از وضعیتی است که پدر و مادر آتنا دارند. ما دیگر هیچ‌چیز نداریم و فشار زیادی را تحمل می‌کنیم.

[ad_2]

لینک منبع

کیفرخواست ۱۰۷۰ قاضی صادر شد/ ۶۰ نفر معلق شدند

[ad_1]

عصر: دادسرای انتظامی قضات اعلام کرد: تعداد کیفرخواست‌ها از یک هزار و ۱۴ فقره به یک هزار و ۷۱ فقره افزایش یافته اما پرونده‌های تعلیق از خدمت از ۶۳ به ۶۰ فقره کاهش یافته است.

به گزارش جامعه خبر، بر اساس اعلام قوه قضائیه در سال ۹۵ تعداد ۵ هزار و ۷۲۰ پرونده در سال گذشته وارد دادسرای انتظامی قضات شده که نسبت به سال ۹۴، حدود ۵٫۵ درصد کاهش داشته است.

همچنین در سال گذشته، این دادسرا ۵ هزار و ۴۶۱ فقره پرونده را مختومه کرده که نسبت به سال ۹۴، حدود چهار درصد رشد را نشان می‌دهد.

بر اساس این گزارش دادسرای انتظامی قضات در سال ۹۵، از دادگستری ۱۷ استان، بازرسی موردی، دادگستری ۵ استان، بازرسی پنهانی و از دادگستری ۳ استان نیز بازرسی دوره‌ای انجام داده است. همچنین موجودی پرونده‌های دادسرای انتظامی قضات در سال ۹۴، چهار هزار و ۷۹ فقره بوده که این تعداد در پایان سال ۹۵ به چهار هزار و ۳۴۰ فقره افزایش یافته است.

همچنین تعداد پرونده‌های تعقیب انتظامی از ۶۸۰ فقره به ۷۲۱ فقره و تعداد کیفرخواست‌ها از یک هزار و ۱۴ فقره به یک هزار و ۷۱ فقره افزایش یافته اما پرونده‌های تعلیق از خدمت از ۶۳ به ۶۰ فقره کاهش یافته است.

دادگاه عالی قضات هم تعداد پرونده‌های وارده را ۹ هزار و ۸۳ فقره، عنوان کرده که نسبت به سال ۹۴ مقدار ۹۹ درصد رشد و پرونده‌های مختومه هم با ۹ هزار و ۵۲۰ فقره، ۷۸ درصد رشد داشته است.

همچنین بنا بر اعلام این دادگاه، تعداد پرونده‌های رسیدگی شده(مختومه) به تخلفات فضات و وکلا در سال ۹۴، دو هزار و ۴۱۳ مورد بوده که در سال ۹۵ به دو هزار و ۵۷۵ فقره افزایش یافته است.

آن طور که این دادگاه اعلام کرده، به ترفیع پایه قضایی قضات در قالب ۵ هزار و ۴۰۱ فقره پرونده نیز رسیدگی شده است.

[ad_2]

لینک منبع