جزئیات دستگیری قاتل آتنا از زبان فرمانده انتظامی اردبیل

[ad_1]

در ادامه تحقیقات برادر و همسر مظنون با حضور در پلیس آگاهی اطلاعاتی را در خصوص فعالیت های مجرمانه وی ارائه و اذعان داشتند مظنون به گفته خودش مقادیری مواد مخدر در داخل بشکه پلاستیکی در پارکینگ منزل مسکونی جاسازی کرده است که با اعزام به محل و انجام بازرسی های لازم کارآگاهان پلیس آگاهی با جسد “آتنا” در داخل بشکه پلاستیکی؛ مواجه می شوند.

عصر: فرمانده انتظامی استان جزئیات دستگیری قاتل سابقه داری که “آتنا” دختربچه ۶ ساله پارس آبادی را به قتل رسانده بود، تشریح کرد.

سردار “حسین عبدی” اظهار داشت: به دنبال اعلام مفقودی دختر بچه ۶ ساله ساکن خیابان پزشکان شهرستان “پارس آباد” در  ۲۸ خرداد سال جاری، پرونده ای پیرامون این موضوع در اداره مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تشکیل و تیمی مجرب مسئولیت رسیدگی به پرونده و کشف واقعیت را بر عهده گرفت.

وی با اشاره به اینکه در تحقیقات اولیه مشخص شد این دختر بچه در روز حادثه به هنگام بازی در حوالی محل کار پدرش مفقود شده است، افزود: با بازبینی فیلم های ضبط شده از محل مفقودی و انجام بررسی های تخصصی و تحقیقات جامع میدانی فردی که در شغل رنگرزی فعالیت داشته و همسایه شغلی پدر آتنا بود به عنوان مظنون دستگیر و جهت بازجویی به پلیس آگاهی انتقال داده شد.

فرمانده انتظامی استان اردبیل تصریح کرد: در ادامه تحقیقات برادر و همسر مظنون با حضور در پلیس آگاهی اطلاعاتی را در خصوص فعالیت های مجرمانه وی ارائه و اذعان داشتند مظنون به گفته خودش مقادیری مواد مخدر در داخل بشکه پلاستیکی در پارکینگ منزل مسکونی جاسازی کرده است که با اعزام به محل و انجام بازرسی های لازم کارآگاهان پلیس آگاهی با جسد “آتنا” در داخل بشکه پلاستیکی؛ مواجه می شوند.

سردار عبدی از اعتراف مظنون دستگیر شده به قتل آتنا خبر داد و گفت: وی در بازجویی های پلیسی به قتل دختربچه معصوم پارس آبادی و همچنین به قتل زنی دیگر در سال ۹۱ اعتراف کرد که با صدور قرار از سوی مقام قضائی روانه زندان شد./پایگاه خبری پلیس

[ad_2]

لینک منبع

دستگیری مخلان اخیر نظم و امنیت عمومی در شهر اهر

[ad_1]

فرمانده انتظامی شهرستان اهر از دستگیری مخلان نظم و امنیت عمومی که اخیرا در سطح شهر اهر اقدام به اعمال ناهنجار زده بودند، خبر داد.

عصر: سرهنگ منفرد: در برخورد با هنجارشکنان در نظم و آرامش مردم مماشاتی نخواهیم داشت

فرمانده انتظامی شهرستان اهر در گفت و گو با خبرنگاران از دستگیری مخلان نظم و امنیت عمومی که اخیرا در سطح شهر اهر اقدام به اعمال ناهنجار زده بودند، خبر داد.

سرهنگ یونس منفرد گفت: پیرو گزاراشات واصله مردم نجیب و ولایی شهرستان اهر مبنی بر اخلال در نظم عمومی توسط برخی از افراد هنجارشکن، مامورین مجموعه فرماندهی انتظامی شهرستان اهر با هماهنگی مقامات قضایی طی یک عملیات پلیسی اقدام به دستگیری این خاطیان کردند.

مقام ارشد پلیس شهرستان اهر افزود: برای افراد مذکور پس از دستگیری، پرونده مقدماتی تشکیل و برای طی مراحل قانونی بعدی به دستگاه قضایی معرفی شدند.

سرهنگ منفرد با اشاره به اینکه ایجاد اخلال در نظم،امنیت عمومی و آرامش مردم را از جمله مواردی است که پلیس به هیچ عنوان در برخورد با این اقدامات مماشات ندارد، ادامه داد: اگر افرادی سعی کنند با حرکات نمایشی و اقدامات نظم شکن به زعم خود، مردم را دچار رعب کرده و امنیت را ذره ای خدشه دار کنند پلیس شهرستان با هماهنگی دستگاه قضا برخورد جدی خواهد نمود و هرگز در برابر این افراد کوتاه نخواهیم آمد.

 

وی در پایان پلیس را همراه و در کنار مردم خواند و از همه اهالی شهرستان اهر خواست موارد ناهنجاری در نظم و امنیت را از طریق شماره تلفن ۱۱۰ به پلیس گزارش کنند.

[ad_2]

لینک منبع

برادر رئیس جمهور بازداشت شد

[ad_1]

عصر: معاون اول قوه قضائیه از بازداشت حسین فریدون خبرداد.

حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای در صد و چهاردهمین نشست خبری خود با خبرنگاران اعلام کرد: برای حسین فریدون قرار صادر شد و چون تامین نشد به زندان معرفی شد و اگر مبلغ قرار و یا سند متناسب تامین شود با قرار تامین آزاد می شود.

وی گفت: پرونده درباره مسائل مالی است./ جامعه خبر

[ad_2]

لینک منبع

همزمان در تبریز و دیگر شهرهای آذربایجان شرقی صورت گرفت: کانون پرورشی از حریم خانواده، عفاف و حجاب صیانت می کند

[ad_1]

عصر: مدیر کل کانون مراکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان آذربایجان شرقی گفت: کانون پرورش فکری استان در تبریز و شهرستان‌های استان با برپایی غرفه و حضور در اجتماع صیانت از حریم خانواده واجرای برنامه‌های ویژه، هفته عفاف و حجاب را گرامی داشتند.
به گزارش روابط عمومی اداره کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان آذربایجان شرقی، هادی یوسف زاده افزود: برپایی غرفه کانون استان در اجتماع مردم تبریز، با استقبال خانواده‌ها و کودکان و نوجوانان شرکت کننده در مراسم همراه بود.
وی ادامه داد: کارگاه‌های هنری و ادبی کانون در دیگر شهرهای استان نیز که به مناسبت هفته عفاف و حجاب برپا شده بود، شاهد حضور کودکان و نوجوانان و اجرای فعالیت‌های متنوع ادبی و هنری بود.
یوسف زاده اضافه نمود: مراکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به مناسبت هفته عفاف و حجاب برنامه‌های مختلفی را در زمینه ترویج فرهنگ عفاف و حجاب برگزار کردند که از آن جمله می توان به معرفی و تقدیر از کودکان و نوجوانان نمونه در زمینه حجاب و عفاف، برگزاری مسابقه و تقدیر از برگزیدگان، برپایی نشست‌های تخصصی، آموزش احکام، پخش فیلم و کلیپ، بحث آزاد و … اشاره کرد.
یوسف زاده خاطر نشان کرد: عفاف به عنوان گوهر درونی و حجاب همچون صدفی در محافظت از کرامت و شرافت انسانی در دین مبین اسلام مورد توجه قرار گرفته و خداوند متعال سعادتمندی بشر را در حفظ هنجارهای دینی تضمین نموده است.
گفتنی است، ۱۷ تا ۲۴ تیرماه ۹۶ هفته عفاف و حجاب نامگذاری شده است و مراکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان آذربایجان شرقی برای برگزاری شایسته برنامه‌ها در این هفته برنامه‌‌های ویژه‌ای را اجرا کردند.

[ad_2]

لینک منبع

مادر آتنا، برادر متهم و اهالی شهر از قتل می‌گویند

[ad_1]

مادر آتنا  حال خوشی ندارد. او وضعیت روحی بسیار بدی دارد و به سختیی صحبت می‌کند. شدت مویه و گریه او به حدی بوده که حنجره او قدرت بیرون‌دادن صدا را ندارد. این زن با صدایی آرام و در‌حالی‌که همچنان گریه می‌کند، درباره دخترش صحبت می‌کند.

عصر: شهر‌ پارس‌آباد مغان به خاطر قتل دختربچه‌ای به نام آتنا همچنان در التهاب است و مردم در حالی منتظر خبری از قاتل آتنا هستند که مأموران پلیس به صورت ویژه در حال بازجویی از اسماعیل، مرد متهم به قتل، هستند و فرضیه ارتکاب قتل‌های بیشتر از سوی این فرد را در دستور کار خود قرار داده‌اند.

آن‌طور که خبرنگار اعزامی «شرق» گزارش می‌دهد، هنوز شهر در التهاب است و اهالی از آنچه بر آتنا گذشته و اعترافات احتمالی قاتل صحبت می‌کنند. البته شایعات زیادی هم در شهر پیچیده و برخی از کانال‌های تلگرامی گزارش‌هایی درباره مثله‌شدن جسد آتنا می‌دهند و خبرهایی مبنی ‌بر اینکه اسماعیل بیش از سه قتل مرتکب شده، گزارش داده‌اند؛ اما هیچ‌کدام از این خبرها به تأیید مأموران پلیس نرسیده ‌است. براساس تحقیقاتی که خبرنگار ما انجام داده، متهم، اسماعیل ۴٠‌ساله‌ است که در یک مغازه ورنی‌کاری مشغول به کار بوده ‌است و در شغل خود بسیار حرفه‌ای بوده ‌است. او ١۵ سال قبل با زنی ازدواج کرده و از او صاحب یک فرزند پسر شده‌ است؛ اما بعد از یک درگیری با فردی غریبه که علت آن برای مردم و مأموران مشخص نشده ‌بود، همسر اسماعیل از او جدا شده و فرزندش را به دست خانواده پدری سپرده و رفته‌ است. این پسر که حالا نوجوان است، با مادربزرگش زندگی می‌کند. اسماعیل بعد از جدایی از همسر اولش با زنی دیگر ازدواج کرده و صاحب دو دختربچه‌ است. اسماعیل به مواد مخدر اعتیاد دارد. او بیش از ١۵ روز نتوانست در برابر مأموران مقاومت کند و در اولین پیامی که برای خانواده‌اش فرستاد، به همسرش اعلام کرد، چون در پارکینگ خانه مواد دفن کرده‌ است، می‌خواهد این مواد به دست مأموران نیفتد و درخواست کرده تا آن را از خانه دور کنند؛ اما همین امر راز قتل را فاش کرده ‌است.
اهالی پارس‌آباد از اینکه نام شهرشان به خاطر یک قتل سر زبان‌ها افتاده، بسیار ناراحت هستند و خواستار مجازات متهم شده‌اند؛ اما خارج از شایعات همچنان به دنبال پاسخ این سؤال هستند که آتنا چطور و چرا کشته شد.

صاحبکار پدر آتنا  که در این پرونده همچنان همراه مرد جوان بود و در پیدا‌کردن فرزندش به او کمک می‌کرد، در گفت‌وگویی با سمیرا حسینی، خبرنگار اعزامی «شرق» به شهر پارس‌آباد، از جزئیات گم‌شدن آتنا  و آنچه اتفاق افتاده ‌است، گفت و تشریح کرد که چطور مأموران به قاتل رسیدند و جسد آتنا  پیدا شد. او گفت: خانه بهنام، پدر آتنا  و محل کارش تقریبا صد متر با هم فاصله داشت، من به بهنام لباس می‌دادم و او دستفروشی می‌کرد و لباس می‌فروخت. آتنا  بیشتر اوقات پیش پدرش بود و در مسیر خانه تا جایی که پدرش بساط می‌کرد، ‌رفت‌و‌آمد داشت و روز حادثه بهنام گفت چند ساعتی است که دخترم نیست، گفتم آتنا  مرتب می‌آید و می‌رود. حتما پیدایش می‌شود؛ اما گفت چند ساعتی می‌شود که آتنا  نیست. مادرش هم دنبال او گشته و پیدایش نکرده‌ است. من همراهی‌اش کردم که به پلیس گزارش بدهد و با هم دنبال کارهای آتنا  رفتیم. بهنام اصلا حال درستی نداشت و نمی‌توانست خودش به‌تنهایی دنبال دخترش بگردد. بعد از چند ساعت با یکی از اقوامم که وکیل است، تماس گرفتم و گفتم ما نمی‌دانیم دقیقا چه باید بکنیم. به ما گفت باید گزارش مفقودی بدهید و با پلیس هر همکاری را که لازم است، انجام دهید. چند روز اول مأموران در حال بررسی وضعیت زندگی بهنام و دشمنان احتمالی او بودند. با اینکه بهنام گفت با کسی دشمنی ندارد؛ اما مأموران همچنان زندگی شخصی او را بررسی می‌کردند. چند موضوع بررسی شد. یک نفر در بانه به بهنام جنس داده‌ بود و بهنام نتوانسته ‌بود پولش را برگرداند و مأموران اول به او مظنون شدند؛ اما هیچ مدرکی علیه او نبود. دو روز بعد از گم‌شدن آتنا  مرد جوانی در همسایگی محل کار ما خودکشی کرد. تصور ما این بود که این مرد آتنا  را به قتل رسانده و دچار عذاب وجدان شده و حالا خودکشی کرده ‌است. او مرد جوانی بود که در همان محل کار می‌کرد؛ با اینکه تحقیقات درباره او انجام می‌گرفت؛ اما باز هم مأموران این مسئله را رد کردند تا اینکه سابقه اسماعیل را بررسی کردند.
این مرد ادامه داد: در آن پنج روز اول پلیس همه احتمالات را بررسی می‌کرد؛ حتی به خود بهنام هم مشکوک شده‌ بودند و او را هم تحت کنترل داشتند؛ اما وقتی مطمئن شدند که همه احتمالاتی که می‌دادند، اشتباه است، اسماعیل را بازداشت کردند؛ چون او فردی سابقه‌دار بود و درگیری‌های زیادی هم داشت. پنج روز بعد از گم‌شدن آتنا ، اسماعیل بازداشت شد و مأموران با وجود اینکه بازجویی‌های زیادی کردند؛ اما موفق نشدند او را وادار به اعتراف کنند. حتی خانه اسماعیل هم بررسی شد. من و بهنام هر روز با هم به اداره آگاهی می‌رفتیم تا اینکه دو هفته بعد از بازداشت اسماعیل یک روز صبح که طبق معمول به اداره آگاهی رفتیم و درخواست کردیم که رئیس را ببینیم، به ما گفتند جلسه ویژه‌ای تشکیل شده و امکان اینکه با رئیس صحبت کنید، وجود ندارد؛ در‌حالی‌که در تمام این مدت ما به راحتی رئیس را می‌دیدیم. چند دقیقه بعد متوجه شدیم همه مأموران اگاهی به حالت آماده‌باش هستند و بعد هم برادر اسماعیل با وضعیت خاصی از اداره اگاهی خارج شد. آنجا بود که متوجه شدیم در خانه اسماعیل اتفاقی افتاده ‌است.
آنجا بود که به ما گفتند جسد پیدا شده ‌است و برادر اسماعیل گزارش داده ‌است. بعد متوجه شدیم اسماعیل در دوران بازداشت با همسرش تماس گرفته و به او گفته ‌است مقداری مواد در پارکینگ مخفی کرده و از او خواسته‌ بود تا مواد را از خانه خارج کند. زمانی که همسر اسماعیل موضوع را به برادر او گفته ‌بود و برادر اسماعیل هم زمانی که به پارکینگ رفته‌ و خاک را کنار زده ‌بود، به محض اینکه تارهای موی آتنا  را دیده ‌بود، موضوع را به پلیس گزارش داد.
چند روز بعد برادر اسماعیل به من  گفت: ما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردیم چنین اتفاقی افتاده ‌باشد. وقتی همسر برادرم گفت اسماعیل پیغام داده مواد را از خانه خارج کنید، اگر مأموران بفهمند برای من بد می‌شود، من به خانه برادرم رفتم و پارکینگ را گشتم. به آدرسی که اسماعیل گفته‌ بود، رفتم و خاک را کنار زدم. آنجا بود که جنازه را دیدم. البته جسد را بیرون نیاوردم. همین‌که چشمم به تارهای مو افتاد، همه چیز را متوقف کردم و به پلیس خبر دادم که چنین اتفاقی افتاده‌ است.
این مرد گفت: مأموران چند باری برای بازرسی خانه اسماعیل رفته ‌بودند؛ اما از‌آنجایی‌که پارکینگ متعلق به مستأجر بود و در حیطه خانه اسماعیل نبود، اجازه ورود به آنجا را نداشته و نگشته‌ بودند. ساعاتی بعد از اینکه برادر اسماعیل موضوع را به مأموران گزارش داد جسد آتنا  از زیر خاک بیرون آورده ‌شد و بعد هم اسماعیل به قتل اعتراف کرد.
دوست پدر آتنا  ادامه داد: آن‌طور که اسماعیل اعتراف کرده‌ است، او به بهانه اینکه می‌خواهد به بهنام ترشی بفروشد، آتنا  را صدا کرده و بعد در یک لحظه آتنا  را به بالای مغازه برده و به قتل رسانده‌ است. او آتنا  را خفه کرده و جسدش را در خانه‌اش دفن کرده ‌بود. در واقع با پیامی که به همسرش داده، می‌خواسته از او هم کمک بگیرد تا جسد را از خانه بیرون ببرند و همسرش در‌این‌باره با او همدستی بکند که این اتفاق نیفتاده ‌است.
این مرد درباره نحوه گم‌شدن آتنا  هم گفت: آن‌طور که فیلم دوربین مداربسته‌ای که در محل است، نشان می‌دهد. در محلی که آتنا  گم شده ‌است، یک وانت پارک بوده و احتمالا اسماعیل هم می‌دانسته که دوربین آن محل را نمی‌گیرد. در فیلم هست که آتنا  به پشت وانت یعنی مقابل مغازه اسباب‌فروشی می‌رود و دو عابر دیگر هم از آن منطقه در حال عبور هستند. آن دو عابر رد می‌شوند؛ اما آتنا  هرگز از پشت وانت بیرون نمی‌آید.
مأموران بارها این فیلم را چک و بررسی کردند. اسماعیل در فیلم نبود؛ به‌همین‌دلیل هم نتوانستند از او اعتراف بگیرند و  اگر برادر و همسرش همکاری نمی‌کردند، شاید این قتل هم هیچ وقت کشف نمی‌شد.
بعد از کشف راز قتل آتنا  بود که مأموران به بازجویی از اسماعیل ادامه دادند و او دست‌کم به یک فقره قتل دیگر که مقتول آن زنی جوان بود، اعتراف کرد. هرچند مأموران همچنان در حال تحقیقات بیشتر هستند و حدس می‌زنند متهم قتل‌های بیشتری انجام داده ‌است و پرونده‌های بدون نتیجه در قتل را بیرون کشیده و در حال بررسی آن هستند؛ اما همچنان متهم به این دو فقره قتل اعتراف کرده‌ است.

گفت‌وگو با مادر آتنا
مادر آتنا  حال خوشی ندارد. او وضعیت روحی بسیار بدی دارد و به سختی صحبت می‌کند. شدت مویه و گریه او به حدی بوده که حنجره او قدرت بیرون‌دادن صدا را ندارد. این زن با صدایی آرام و در‌حالی‌که همچنان گریه می‌کند، درباره دخترش صحبت می‌کند. مادر آتنا  که پریناز نام دارد، درباره روز حادثه گفت: خانه ما و محل کار شوهرم خیلی به هم نزدیک است و آتنا  در روز بارها‌وبارها به دیدن پدرش می‌رفت و کنار او بازی می‌کرد. روز حادثه وقتی آتنا  چندساعتی به خانه نیامد، من تصور کردم پیش پدرش است و پدرش هم فکر کرده‌ بود آتنا  در خانه ‌است؛ به‌همین‌خاطر هر دو سراغی از بچه نگرفتیم. چندساعتی که گذشت، من بیرون رفتم و دیدم آتنا  نیست. به بهنام گفتم بچه کجاست. گفت من فکر می‌کردم خانه‌ است، خیلی نگران شدم. حالم، بد شد. بهنام گفت آرام باش، پیدا می‌شود. حتما همین اطراف است. چندساعتی دنبالش گشتیم و وقتی پیدایش نکردیم به پلیس خبر دادیم.
شاید باورتان نشود در این یک ماه که بچه گم شده ‌بود، از ساعت ۶ صبح بیدار می‌شدم و تا شب همه شهر را می‌گشتیم. با خواهرهایمان برای پیداکردن آتنا  می‌رفتیم حتی به یافتن ردی از او خوشحال بودم. سطل‌های زباله را هم گشتم، بلکه ردی از دخترم پیدا کنم و نشد تا اینکه به من خبر دادند جسدش را در خانه اسماعیل پیدا کرده‌اند.
آن‌طور که شوهرم می‌گفت، زمانی که آتنا  پیش پدرش رفته اسماعیل برای شوهرم کمی ترشی زیتون آورده تا بفروشد. بعد از رفتن اسماعیل، آتنا  به پدرش گفته ترشی را نخر خوب نیست و ما هنوز در خانه ترشی داریم، بعد اسماعیل آتنا  را صدا زده و گفته که ترشی را برای چند نفر دیگر هم می‌خواهم بدهم، بیا نمونه‌اش را برای پدرت ببر که به همین بهانه بچه را با خودش به داخل مغازه رنگرزی‌اش برده و به قتل رسانده‌ است.
پریناز ادامه داد: شوهرم دست‌فروش است و زندگی سختی داریم، بااین‌حال سعی می‌کردیم برای آتنا  و آسنا، دختر کوچکم، زندگی آرامی را درست کنیم. ما تازه به خانه جدید آمده ‌بودیم و برای بچه‌ها خرید کرده‌بودم، تخت و کمد خریده‌ بودم و اتاق مرتبی درست کرده‌بودم. آتنا  از این موضوع خیلی خوشحال بود و از من خواسته ‌بود برایش تولد بگیرم تا دوستانش را دعوت کند و اتاقش را نشان دهد.
۵ تیرماه سالروز تولد دخترم بود. آتنا  ۵ تیرماه ٩٠ به دنیا آمده ‌است و من هم برایش تدارک جشن دیده ‌بودم و قول دادم که مراسمی بگیرم، حتی سفارش دوخت لباس سنتی برایش داده ‌بودم که هنوز در خیاطی است و دلم نمی‌آید به سراغ لباس بروم. وقتی آتنا  گم شد دوستانش برایش تولد گرفتند جشن بزرگی بود که در مدرسه ترتیب داده‌ بودند.
این زن در‌حالی‌که گریه می‌کرد، گفت: عکس‌های آتنا  را همه‌جای شهر چسباندیم و از همه مردم درخواست کمک کردیم. به همین خاطر است که مردم تحت‌تأثیر قتل بی‌رحمانه دخترم قرار گرفتند. من خانواده اسماعیل را نمی‌شناسم، اما آن‌طور که نزدیکانم می‌گویند، مادر و خواهر اسماعیل در مراسم دعایی که هر شب برای دخترم می‌گرفتیم که پیدا شود، آمده‌ بودند و مادرش بسیار دعا کرده‌ بود که رباینده آتنا پیدا شود. این زن ادامه داد: آتنا تازه پیش‌دبستانی را تمام کرده ‌بود و آرزوهای بزرگی داشت. هربار که می‌دید پدرش به خاطر دست‌فروشی به زحمت می‌افتد، می‌گفت من دیگر بزرگ شدم؛ چند سال دیگر صبر کنید درس می‌خوانم و شغلی پیدا می‌کنم؛ دیگر لازم نیست پدرم دست‌فروشی کند. خودم کار می‌کنم و همه چیز را درست می‌کنم.
آتنا دختر باهوش و پرجنب‌و‌جوشی بود؛ یک جا بند نمی‌شد و مرتب یا بازی می‌کرد یا با دیگران در حال معاشرت بود. جای خالی آتنا تا دنیا دنیاست و من هستم برای ما پر نخواهد شد. آن‌قدر ناراحتم که حتی نتوانستم در این مدت به خانه‌ام بروم و در خانه اقوامم مانده‌ام. در خانه را قفل کردیم و فقط پدر آتناست که گاهی می‌رود و وسیله‌ای برمی‌دارد.

دیگر پرونده‌های متهم به قتل چطور تشکیل شد
آن‌طور که آشنایان اسماعیل می‌گویند او رفتارهای ناهنجار زیادی داشته‌ و چندین پرونده نیز به خاطر او تشکیل شده‌ است. صاحبکار بهنام، پدر آتنا که این پرونده را در کنار بهنام پیگیری کرده ‌است، گفت: اسماعیل همسایه ما در محل کار بود و من خوب او را می‌شناسم. چندی‌قبل با صاحب مغازه‌ای در محل درگیر شد؛ آن‌طور که مرد میوه‌فروش می‌گفت چندین‌بار از مغازه او دزدی کرده و مقدار زیادی میوه برده‌ بود. وقتی مرد میو‌ه‌فروش موضوع را فهمیده و پول طلب کرده و به مأموران شکایت برده‌ بود، اسماعیل  به مرد میوه‌فروش گفته‌ بود بیا با هم صحبت و موضوع را حل کنیم، بعد که او را به مکانی خلوت برده‌ بود خودزنی کرده و بعد هم علیه مرد میوه‌فروش شکایت کرده‌ بود. از آنجا که مرد میوه‌فروش نتوانست ثابت کند او ضارب نبوده و متهم خودزنی کرده‌ است، به پرداخت ١٩ میلیون تومان دیه محکوم شد.
این تنها پرونده اسماعیل نبود؛ او دو سال قبل هم به اتهام قتل زنی که حالا ارتکاب آن را بر عهده گرفته‌ است بازداشت شده‌ بود. متهم در مراحل مختلف بازجویی اتهام را قبول نکرده و بعد از روزها و هفته‌ها بازجویی با توجه به اینکه اعتراف نکرد و سرنخ دیگری به دست نیامد، آزاد شد. گفته می‌شود او درباره چند قتل دیگر هم در حال بازجویی است و هنوز تحقیقات در این خصوص به نتیجه نرسیده ‌است.
آن‌طور که خانواده آتنا می‌گویند: متهم با آنها هیچ آشنایی یا رفت‌وآمدی نداشته‌ است و فقط در منطقه‌ای که پدر آتنا دست‌فروشی می‌کرد کار می‌کرده‌ و درگیری یا مسئله مالی با پدر آتنا نداشته ‌است. حتی زمانی که پدر آتنا از سوی مأموران مورد پرسش قرار گرفت که به چه کسی مظنون است، نام اسماعیل میان مظنونان نبود. خاله آتنا دراین‌باره به سمیرا حسینی گفت: هیچ کس حدس نمی‌زد اسماعیل این کار را کرده ‌باشد؛ حتی مادر اسماعیل وقتی هنوز جسد آتنا پیدا نشده و شهر در التهاب بود و ما مراسم دعا برگزار می‌کردیم تا آتنا پیدا شود، در مراسم دعا شرکت می کرد. او زن بسیار خوبی است و میان مردم شهر اعتبار بالایی دارد. برای آتنا دعوای توسل خواند و بعد با صدای بلند گفت خدایا این دختربچه را از شر آدمی که او را ربوده نجات بده و مجازات کن؛ حتی اگر پسر من باشد.
با اینکه اسماعیل آدم بدی است اما خانواده‌اش اعتبار زیادی در شهر دارند و مادرش به دلیل اینکه زن مؤمن و راستگویی است، بسیار مورد احترام اهالی شهر بوده و هست.

همسر اول متهم چرا از  او جدا شد
گفته می‌شود ١۵ سال قبل اسماعیل با مردی درگیری داشته ‌است که هرچند پرونده‌اش تحت‌عنوان درگیری در کلانتری ثبت شد اما علت اصلی این دعوا کودک‌آزاری بوده ‌است. یکی از نزدیکان اسماعیل دراین‌باره به خبرنگار ما گفت: ١۵ سال قبل از خانه پدری اسماعیل صدای دعوا و درگیری بلند شد. مأموران آمدند و دعوا تمام شد. شخصی که به اسماعیل حمله کرده و او را کتک زده‌ بود اصلا در کلانتری مطرح نکرد که چرا این‌کار را کرده ‌است اما بعدها گفتند دختربچه‌ای در حال عبور از خیابان بوده که اسماعیل او را به خانه برده و قصد آزار او را داشته ‌است که دختربچه جیغ کشیده و سروصدا و فرار کرده ‌است. پدر دختر هم سر این موضوع با اسماعیل درگیر شده اما به خاطر حفظ آبروی فرزندش درباره علت درگیری چیزی به مأموران نگفته و شکایتی هم نکرده ‌است. چند روز بعد از این مسئله بود که متوجه شدیم  همسر اسماعیل درخواست طلاق کرده ‌است و بعد هم از شوهرش جدا شد. پسر متهم نیز با مادربزرگش زندگی می‌کرده است.

گفت‌وگو با برادر متهم
یکی از برادران متهم که او هم دچار شوک شده و وضعیت روحی مناسبی ندارد، درباره کاری که برادرش کرده ‌است، به خبرنگار ما گفت: در این مدت هیچ‌کدام از اعضای خانواده ما حال خوبی نداشتند، ما خانواده آبروداری هستیم؛ حتی خود من عکس تلگرامم را در این مدت عوض کرده و عکس آتنا را گذاشته ‌بودم و ما هم مثل مردم شهر دنبال این بچه می‌گشتیم و حالا خودمان هم از این مسئله ناراحت هستیم و شکایت داریم. ما خودمان داغدار هستیم و غمی که ما تحمل می‌کنیم، بسیار سنگین‌تر از وضعیتی است که پدر و مادر آتنا دارند. ما دیگر هیچ‌چیز نداریم و فشار زیادی را تحمل می‌کنیم.

[ad_2]

لینک منبع

کیفرخواست ۱۰۷۰ قاضی صادر شد/ ۶۰ نفر معلق شدند

[ad_1]

عصر: دادسرای انتظامی قضات اعلام کرد: تعداد کیفرخواست‌ها از یک هزار و ۱۴ فقره به یک هزار و ۷۱ فقره افزایش یافته اما پرونده‌های تعلیق از خدمت از ۶۳ به ۶۰ فقره کاهش یافته است.

به گزارش جامعه خبر، بر اساس اعلام قوه قضائیه در سال ۹۵ تعداد ۵ هزار و ۷۲۰ پرونده در سال گذشته وارد دادسرای انتظامی قضات شده که نسبت به سال ۹۴، حدود ۵٫۵ درصد کاهش داشته است.

همچنین در سال گذشته، این دادسرا ۵ هزار و ۴۶۱ فقره پرونده را مختومه کرده که نسبت به سال ۹۴، حدود چهار درصد رشد را نشان می‌دهد.

بر اساس این گزارش دادسرای انتظامی قضات در سال ۹۵، از دادگستری ۱۷ استان، بازرسی موردی، دادگستری ۵ استان، بازرسی پنهانی و از دادگستری ۳ استان نیز بازرسی دوره‌ای انجام داده است. همچنین موجودی پرونده‌های دادسرای انتظامی قضات در سال ۹۴، چهار هزار و ۷۹ فقره بوده که این تعداد در پایان سال ۹۵ به چهار هزار و ۳۴۰ فقره افزایش یافته است.

همچنین تعداد پرونده‌های تعقیب انتظامی از ۶۸۰ فقره به ۷۲۱ فقره و تعداد کیفرخواست‌ها از یک هزار و ۱۴ فقره به یک هزار و ۷۱ فقره افزایش یافته اما پرونده‌های تعلیق از خدمت از ۶۳ به ۶۰ فقره کاهش یافته است.

دادگاه عالی قضات هم تعداد پرونده‌های وارده را ۹ هزار و ۸۳ فقره، عنوان کرده که نسبت به سال ۹۴ مقدار ۹۹ درصد رشد و پرونده‌های مختومه هم با ۹ هزار و ۵۲۰ فقره، ۷۸ درصد رشد داشته است.

همچنین بنا بر اعلام این دادگاه، تعداد پرونده‌های رسیدگی شده(مختومه) به تخلفات فضات و وکلا در سال ۹۴، دو هزار و ۴۱۳ مورد بوده که در سال ۹۵ به دو هزار و ۵۷۵ فقره افزایش یافته است.

آن طور که این دادگاه اعلام کرده، به ترفیع پایه قضایی قضات در قالب ۵ هزار و ۴۰۱ فقره پرونده نیز رسیدگی شده است.

[ad_2]

لینک منبع

اعتراف قاتل آتنا به دومین قتل خود، قبل از آتنا

[ad_1]

جسد خانمی که دو سال پیش در کنار روستای مجیدآباد پیدا شده بود توسط همین شخص به قتل رسیده بوده که در بازجویی به آن اعتراف کرد.

عصر: قاتل آتنا دختر معصوم ۷ساله پارس‌آبادی به دومین قتل خود قبل از ماجرای آتنا اعتراف کرد.

دادستان عمومی و انقلاب پارس آباد گفت: جسد خانمی که دو سال پیش در کنار روستای مجیدآباد پیدا شده بود توسط همین شخص به قتل رسیده بوده که در بازجویی به آن اعتراف کرد.

سید عبدالله طباطبایی افزود: با اعتراف قاتل آتنا احتمال، اینکه وی به قتلهای سریالی مرتکب شده یا دست داشته باشد بیشتر است لذا تحقیقات و بازجویی از قاتل ادامه دارد و خبرهای تکمیلی به محض روشن شدن جریانات به اطلاع مردم خواهد رسید.

طباطبایی با تاکید براینکه به پرونده آتنا اصلانی خارج از نوبت رسیدگی می شود، ضمن تشکر از احساسات انساندوستانه اهالی پارس‌آباد اطمینان داد در سریعترین زمان ممکن قاتل به سزای عمل خود خواهد رسید لاکن برای حفظ آرامش عمومی اجازه دهند پرونده مسیر قانونی خود را طی کند.

دادستان عمومی و انقلاب شهرستان پارس‌اباد با اشاره به اینکه از زمان مفقود شدن آتنا نیروهای انتظامی، پلیس آگاهی دادستانی و بازپرسی به صورت شبانه روز پیگیر ماجرا بودند تصریح کرد: با اعتراف قاتل به قتل آتنا موضوع مفقودی و قتل آتنا پایان یافت اما بررسی قتل های احتمالی سریالی توسط قاتل همچنان ادامه دارد

[ad_2]

لینک منبع

خواننده آذربایجانی: آذربایجان مادر خوبی است اما پدر ایده آلی نیست!

[ad_1]

از بزرگی شنیدم که آذربایجان بسیار مادر خوبی است، اما متاسفانه پدر ایده آلی نیست. چرا که آذربایجان می تواند جوانان خوبی را به جامعه تحویل دهد، اما متاسفانه نمی تواند به خوبی آن ها را مهد خود پرورش دهد.

عصر: فرشید بزرگی از جمله خوانندگانی است که با وجود آنکه درس طبابت(پاتولوژیست) خوانده اما علاقه و استعداد عجیبی در موسیقی دارد.

«پرده بی گاه» اولین آلبوم  رسمی دکتر بزرگی با آهنگ سازی علی بهرامی است که مراسم رونمایی از این آلبوم روز جمعه، ۲۳ تیرماه در مجتمع صدرا برگزار خواهد شد.

این پاتولوژیست تبریزی می گوید: اساتید بزرگی چون شجریان، لطفی و مشکاتیان بارقه های گرایش وی به هنر را برانگیخته اند.

پای صحبت های این پزشک خواننده تبریزی می نشینیم تا گفتگویی تفصیلی با وی در خصوص هنر و موسیقی داشته باشیم.

چه عواملی منجر به شکل گیری شخصیت هنری شما شد؟ و در حقیقت مشوق های شما بودند؟

محیط خانواده من، متناسب با هنر موسیقی و بهره‌مندی از راهنمایی ‌های پدرم می باشد که به داشتن آواز خوش شهرت داشته است. از بابت موسیقی صدا در خانواده ما موروثی بوده و من این صدارا از پدرم به ارث برده ام؛ در کودکی صدایم را با قرائت قرآن کشف کردم که در مسابقات استانی، در مدارس ارومیه رتبه دوم را کسب کردم. سپس در نوجوانی به دلیل ایجاد تحولات روحی و آشنایی با آثار اساتیدی چون شجریان، لطفی، مشکاتیان بارقه های گرایش من را به هنر موسیقی برافروخت تا اینکه به ادبیات کلاسیک و آواز سنتی ایرانی علاقه مند شدم.

 

زمانی که مشغول تحصیل رشته پزشکی عمومی در دانشگاه تهران بودم که دریافت های حسی را در محضر اساتیدی چون استاد “شاپور رحیمی” و “نوربخش” برای تلفیق شعر و موسیقی بهره مند شدم؛ همچنین در دوره های  کارگاهی آواز استاد شجریان و سبک های قدما و تلفیق شعر و موسیقی استاد محمدرضا لطفی تلمذ کردم.

 

فعالیت هنرموسیقی خود را از چه زمانی آغاز کرده اید؟

بنده فعالیت حرفه ای خود را نزدیک ۲۱ سال با کنسرت خیریه ای که در اردبیل به نفع زلزله زدگان با گروه رودکی برگزار شد، شروع کردم و طی چند سال اخیر، در تبریز با ارکسترهای مختلفی چون سمفونی تبریز، رودکی، رهاب، کسری، شمس تبریزی، روح افزا و اجرا کردم که خوشبختانه با استقبال علاقه‌مندان به حوزه هنرموسیقی مواجه شده ام.

زمانی که مشغول تحصیل رشته پزشکی عمومی در دانشگاه تهران بودم که دریافت های حسی را در محضر اساتیدی چون استاد “شاپور رحیمی” و “نوربخش” برای تلفیق شعر و موسیقی بهره مند شدم؛ همچنین در دوره های  کارگاهی آواز استاد شجریان و سبک های قدما و تلفیق شعر و موسیقی استاد محمدرضا لطفی تلمذ کردم.

آقای بزرگی، لطفا توضیحی در خصوص اولین آلبوم خود برای مخاطبان ما ارائه دهید.

آلبوم « پرده بی گاه » با آهنگ سازی علی بهرامی فرد، اولین آلبوم رسمی بنده است که مراسم رونمایی از این آلبوم روز جمعه، ۲۳ تیرماه در مجتمع صدرا برگزار خواهد شد.

این آلبوم یک کار ارکسترالی هست که تعدادی از نوازندگان این گروه، از نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران هستند؛ علاوه بر آن اشعار این آلبوم برگرفته از شاعران معاصری چون سیمین بهبهانی، ابتهاج ، شهریار و حافظ است.

سبک این آلبوم تلفیقی از ساز های سنتی ایرانی و کلاسیک غربی است. ویژگی که در این آهنگ سازی دارد، آهنگ سازی مدرن و کلاسیک برپایه موسیقی ایرانی است.

همچنین آلبوم “پرده بی گاه” به هنرنمایی های ۱۸ نفر از نوازندگان گروه است که هنرمندانی همچون ارسلان کامکار، علی جعفری پویان، میثم مروستی(ویولن)، مجید اسماعیلی، آتنا اشتیاقی، کوروش کشاورز(ویولنسل)، ناصر رحیمی(فلوت)، محمد حسین پورمعین(کلارینت)، فرشید حفظی فر(ابوا)،علی بهرامی فرد(سنتور)، هادی آذرپیرا، علی اصغر عربشاهی(تار)، سامر حبیبی، سهیل صادقی(کمانچه)، حسین خوش چهره(نی)، بهنام معصومی(ساز های کوبه ای) همکاری دارند.

 

کدام یک از آواز های سنتی یا تک خوانی ها شما را تحت تاثیر قرار داده است؟
متاسفانه در سبک نسل های جدید، به غیر از استاد معتمدی تا به حال آواز های شخص خاصی مرا تحت تاثیر قرار نداده است.

 

و سخن آخر…

از بزرگی شنیدم که آذربایجان بسیار مادر خوبی است، اما متاسفانه پدر ایده آلی نیست. چرا که آذربایجان می تواند جوانان خوبی را به جامعه تحویل دهد، اما متاسفانه نمی تواند به خوبی آن ها را مهد خود پرورش دهد. گاهی جوانانمان بخاطر فضاهای تنگ نظری که متاسفانه در جامعه ما نهادینه شده، نا امید شده و مهاجرت می کنند.

اغلب جوانانی که در حال حاضر در زمینه موسیقی و هنر موفق هستند، شاید به دلایل مهاجرت ها و ارتباطات و همدلی هایی که با تمام دنیا بر قرار ساخته اند، منجر شده است.

شاید یکی از دغدغه های اصلی هنرمندان این است که دل هایمان به همدیگر نزدیک نیست یا حمایت های دولتی از هنرمندان سلب شده و یا اینکه کالبد موسیقی آذری در رخوت به سر می برد.

منبع: نصر/ گفتگو از سحر مغفرت

[ad_2]

لینک منبع

تاچه زمانی می بایست برای آتناهایمان مرثیه سرایی کنیم؟!

[ad_1]

عصر: انگار همین دیروز بود دخترکی دیگر را در محله آناخاتون شهر تبریز به خاک سپردیم او نیز به مانند آتنا گم شده بود وروزها در پی یافتنش مردم بسیج شده بودند اما در آخر جسم بی جانش را درحالیکه شیطان صفتی او را به قتل رسانده بود یافتند و اندک زمانی بعد قاتلش را در ملاء عام به دار آویختند تادرس عبرتی شود برای دیگرشیطان صفتان، ولی آیا درس عبرتی شد؟

در کشوری که در چند سال اخیر شاهد قتل های زنجیره ای و همچنین چندین قتل دختربچه شبیه به هم در گوشه و کنار ایران بوده ایم باید از لحاظ روانشناسی اجتماعی چه اقداماتی انجام گیرد؟

شاید برای قتل آتنای کوچک طفل معصوم پرپرشده می بایست ساعتها مرثیه سرایی کرد وقلم سطر به سطر اشک می نوشت و زجه ها می زد اما ما قصد مرثیه سرایی نداریم. چرا که میدانیم اگر با این مرثیه سراییها این گل پرپرشده می خواست جان بگیرد همه ایران برای این کار بسیج می شدند.

انگار همین دیروز بود دخترکی دیگر را درمحله آناخاتون شهر تبریز به خاک سپردیم او نیز به مانند آتنا گم شده بود وروزها در پی یافتنش مردم بسیج شده بودند اما در آخر جسم بی جانش را درحالیکه شیطان صفتی او را به قتل رسانده بود یافتند و اندک زمانی بعد قاتلش را در ملاء عام به دار آویختند تادرس عبرتی شود برای دیگرشیطان صفتان، ولی آیا درس عبرتی شد؟

آیا برای قاتل ستایش دختر بچه افغانی که در ورامین به قتل رسید درس عبرتی شد؟ آیا قاتل آتنا در ایران زندگی نمی کرد و آیا اصلاً به گوشش نرسیده بود که چند سال پیش فردی به مانند اورا به دار آویختند وهزاران هزار جمعیت برای گردن آویخته شده بر دارش فحشها و نفرین ها نثارکردند.

در اواسط دهه هفتاد از شبکه یک سیما برنامه ای جالب پخش می شد که توسط یک روانشناس اجتماعی قتل های زنجیره ای و دیگر قتل های اتفاق افتاده در ایران را با رویکرد روانشناسی و کالبدشکافی رفتارهای قاتل بررسی می کرد.در آنسال خفاش شب قاتلی بود که با پوشیدن لباس سیاه و سرقت یک خودرو، اقدام به مسافرکشی می کرد. او پس از سوارکردن دختران جوان و زنان آنان را به محل خلوتی می‌کشاند و پس از سرقت وسایل قیمتی و آزار و اذیت، طعمه هایش را به قتل می‌رساند.

این قاتل بالفطره قبل از اجرای حکم ۲۱۴ ضربه شلاقش را در حالی خورد که لبخندی بر لب داشت و تماماً تلاش می‌کرد تا ردی از درد در چهره اش نشان ندهد.پس از آنکه طناب آبی رنگ اعدام بر گردنش انداخته شد به آرامی زیر لب زمزمه کرد:«اگر من گناهی کرده ام از خداوند طلب مغفرت می کنم.»

نقش روانشناسان اجتماعی در بررسی چنین قتل هایی در گام نخست این حقیقت را آشکار می سازد که اگرچنین اشخاصی به موقع درمان می شدند جامعه شاهد چنین فجایعی نبوده است و متاسفانه در ایران هستند روانپریشانی که هر ازچند گاهی چون جغدانی شوم از لانه هایشان سر برمی آورند و به جنایاتی غیر انسانی دست می زنند که نتیجه اش می شود سناریوهای تلخ چون تعرض مرگبار پسر ۱۷ ساله به دختر بچه ای در ورامین-قتل هولناک مونا دختر هشت ساله در فارس –قتل دختربچه پنج ساله در محله آناخاتون تبریز و صد افسوس قتل آتنا در پارس آباد!

شاید در همه جای عالم دانستن صورت مسئله گامی مهم برای حل خود مسئله است ولی درایران گویا چنین نیست و ما هزاران هزار بار با مسئله هایی شبیه به هم در گوشه گوشه ایران برخورد می کنیم. غافل از اینکه برای حل یکی ازآنها چاره ای بیندیشیم. بیمار روانی احتیاج به درمان دارد و اگر به موقع درمان نشود نتیجه اش همان می شود که ما اکنون شاهدیم. کدام عقل سلیمی دست به چنین جنایاتی می زند؟

در کشوری که در چند سال اخیر شاهد قتل های زنجیره ای و همچنین چندین قتل دختربچه شبیه به هم در گوشه و کنار ایران بوده ایم باید از لحاظ روانشناسی اجتماعی چه اقداماتی انجام گیرد ؟ کدام کارگروه روانشناسی اجتماعی به صورت خودجوش برای بررسی چنین مسائلی اعلام آمادگی کرده است؟ چرا سیستم آموزشی ما همیشه در برخورد با چنین مشکلاتی حرفی برای گفتن ندارد؟

✍فاطمه داداشی/ خبرنگار اجتماعی عصر

[ad_2]

لینک منبع

اتمام ۱۳۰ طرح نیمه تمام صنعتی در شهرک های صنعتی آذربایجان شرقی

[ad_1]

عصر: معاون برنامه ریزی شرکت شهرک های صنعتی آذربایجان شرقی گفت: تا پایان سال بیش از ۱۳۰ طرح نیمه تمام صنعتی در شهرک های صنعتی این استان به مرحله بهره برداری می رسد.

به گزارش روابط عمومی شرکت شهرک های صنعتی آذربایجان شرقی، صابر پرنیان در گفت و گو با خبرنگاران،‌ اظهار کرد: ستاد اقتصاد مقاومتی این شرکت با جدیت موضوع تولید و اشتغال را پیگیری کرده و حساسیت لازم جهت حمایت از طرح های با پیشرفت بالای ۶۰ درصد ایجاد شده است.

وی افزود:‌ با عنایت به برنامه ریزی های به عمل آمده و در راستای برنامه های اقتصاد مقاومتی طرح های دارای پیشرفت فیزیکی ۶۰ درصد که عملیات ساختمانی آن ها به اتمام رسیده و در مرحله نصب ماشین آلات هستند شناسایی شده است.

پرنیان ادامه داد:‌ تلاش خواهیم کرد تا این واحدهای شناسایی شده با حمایت های تسهیلاتی و کمک به رفع موانع تا پایان سال به بهره برداری برسند.

معاون برنامه ریزی شرکت شهرک های صنعتی آذربایجان شرقی با اشاره به اهمیت اشتغالزایی برای جوانان و تاکید مدیرعامل این شرکت برای حمایت از سرمایه گذاری و اشتغال، گفت: امیدواریم با راه اندازی ۱۳۰ طرح صنعتی نیمه تمام یاد شده دو هزار و ۸۰ نفر اشتغالزایی گردد.

[ad_2]

لینک منبع